دفترچه شعر


زندگی یعنی صداقت داشتن

بارغم ازدوش هم برداشتن

کاش میشدکلبه ای درماه داشت

تا به خورشیدحقیقت راه داشت


آمد از عشق کمی دم زد و رفت

خانه رایکسره برهم زد و رفت

قله ی قلب مرا فتح نمود

قهرمان گشته و پرچم زد و رفت

گفتمش باز کجا من چه کنم

بی وفا یک مژه برهم زد و رفت


چشمان تو رمزآسمان را بلدند

آبی همیشه مهربان را بلدند

حالا تو برای عاشقت حرف بزن

مردم که فقط زخم زبان را بلدند


بیا تا گل شدن را رعایت کنیم

ز پروانه ماندن را حمایت کنیم

اگر دست غم شاخه ای را شکست

ز دست هجومش شکایت کنیم


وقتی به سلامت است روی لب تو

انگار قیامت است روی لب تو

لب بر لب تو دوباره برمیگردم

این بوسه امانت است روی لب تو


عاشق و دیوانه ام ازخود ندارم خانه ای

شب را به کوی عشق مانم و روز در ویرانگی

دل بگوید بیا سازیم خانه ای

عاشقان کی خانه داشتند دل مگر دیوانه ای!!؟؟


راه را دزدیدی و بیراهه ای بخشیدیم

لنگ و منگ پیچ و خم ها دوستت دارد هنوز

بیشتر مارا درو کردی و کمتر کاشتی

راوی آن پیچ و خم ها دوستت دارد هنوز


لبخند زدی بهار با آن آمد

یک باغ پر از نرگس و ریحان آمد

ای دست بلند آسمان در دستت

من نام تو را خواندم و باران آمد


آنکه ویران شده از یار مرا میفهمد

آنکه تنها شده بسیار مرا میفهمد

آنچنان از غم هجر تو فرو ریخته ام

که فقط ریزش آوار مرا میفهمد


تا اوج جنون مرا کشاندی ای عشق

صد شعله به هستیم نشاندی ای عشق

چون دفتره خاطره اسیرت گشتم

افسوس تو هم مرا نخواندی ای عشق


شبی تاریک و ره  باریک و من مست

قدح از دست من افتاد و نشکست

شبی دیگر نه شب تاریک نه ره باریک

قدح در دست من نفتاده بشکست







چگونگی خوب صحبت کردن

سلام

ارتقای صحبت کردن با استفاده از ترکیب آموزه های دینی و روانشناسی به صورت نکته برداری شده در مقاله زیر.

 لینک دانلود :  

چگونگی خوب صحبت کردن

 

روش های صحبت کردن با همسر


روش های صحبت کردن با همسر


همان‌طور که با دوستانتان در مورد همه چیز حرف می‌زنید و کمتر چیزی است که از آنها مخفی باشد، با همسرتان نیز صحبت کنید.
 حتماً شما هم شنیده‌اید که اگر بخواهید در زندگی مشترک خود موفق شوید، اول از همه باید دوست همسرتان باشید. اگر فکر می‌کنید این کار غیرممکن است یا تاثیری ندارد، مطمئن باشید مرتکب اشتباه بزرگی شده‌اید؛ اشتباهی که حتی شاید زندگی شما را از بین ببرد.
بنابراین بهتر است با انجام کارهایی خاص و در عین حال ساده، با همسرتان رابطه‌ای دوستانه برقرار کنید. مطمئن باشید این کار بسیار ساده و در عین حال ارزشمند است.
با او صحبت کنید. همان‌طور که با دوستانتان در مورد همه چیز حرف می‌زنید و کمتر چیزی است که از آنها مخفی باشد، با همسرتان نیز صحبت کنید. از هر موضوعی استفاده کنید تا بتوانید بیشتر با هم صحبت کرده و احساساتتان را بیان کنید. در حقیقت موضوع صحبت چندان مهم نیست و این کار تنها راهی برای نزدیک شدن بیشتر شما به یکدیگر است؛ می‌توانید در مورد آب و هوا، خاطرات گذشته، دوستان، ورزش یا هر موضوع دیگری صحبت کنید. فقط نگذارید سکوت میان شما فاصله ایجاد کند.
وقتی را برای خودتان اختصاص دهید. لازم است هر از گاهی، شما ۲ نفر تنها و بدون حضور هیچ کس ـ حتی بچه‌ها ـ‌ با هم باشید. این ساعت‌هایی که شما با هم تنها هستید، می‌تواند به برطرف شدن مشکلات زندگی کمک کند.
وقتی همسرتان در محل کارش است، به او زنگ زده و از این طریق با او در ارتباط باشید. همان‌طور که اگر از دوستی خبر نداشته باشید، به او زنگ می‌زنید و حالش را می‌پرسید، به همسرتان هم بدون هیچ دلیلی زنگ بزنید. با این کار به او نشان می‌دهید که چقدر برای شما مهم است و چقدر به او اهمیت می‌دهید.
در زندگی مشترک خودخواه نباشید. خودخواهی به هر نوع رابطه‌ای آسیب می‌‌زند و منجر به قطع آن رابطه می‌شود. بنابراین به نیازها و خواسته های همسرتان بیشتر اهمیت داده و به او نشان دهید که برای شما چقدر مهم است.
اعتماد را در زندگی ایجاد کنید. اعتماد در هر رابطه دوستانه‌ای باید وجود داشته باشد. بنابراین شما هم سعی کنید در زندگی خود این ویژگی را به وجود آورده و حتی آن را پرورش دهید. برای موفقیت و آرامش بیشتر در زندگی، همسرتان باید بتواند به شما اعتماد کند؛ بنابراین برای او فردی قابل اعتماد باشید.  

راهکار موثر برای یافتن همسر مناسب

راهکار موثر برای یافتن همسر مناسب


قدم اول این است که خودتان را درست بشناسید و مطمئن باشید که واقعا تصمیم دارید ازدواج کنید یا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دلیل؟ بخاطر پول ؟ ظاهر طرف مقابل ؟ شخصیتش ؟ یا صرفا برای اینکه از خانه پدری فرار کنید ؟ کسی که خودشناسی می کند، برای زندگی خودش هدف قائل می شود، برنامه ریزی می کند، آرزوهایش را روی کاغذ می آورد و جاهای خالی زندگی اش را شناسایی می کند. کسی که خودش را خوب می شناسد، کمتر تحت تاثیر حرف دیگران مسیر زندگی اش را تغییر می دهد و دوست دارد خودش بداند با زندگی اش چه کار می کند.

به عنوان مثال، یک دختر 17 ساله دوست دارد در سن 30 سالگی جراح زنان و زایمان باشد، در شیراز زندگی کند و یک بچه داشته باشد. اولا این که کسی که می خواهد پزشک متخصص بشود، باید همسری انتخاب کند که شرایط بخصوص شغلی او را درک کرده و بتواند او را حمایت کند. از سوی دیگر شاید لازم نباشد او هم جراح باشد اما باید از تحصیلات دانشگاهی برخوردار باشد. در ضمن، برای چنین دختری که زودتر از 30 سالگی نمی خواهد بچه دار بشود، ازدواج زودرس یا حاملگی زودرس مزیت خاصی ندارد. در ضمن اینکه دوست دارد در شیراز زندگی کند، تا حدی تکلیف خواستگاری که می خواهد او را به تبریز یا کانادا ببرد را مشخص می کند. با خودتان رو راست باشید، و در تصمیمتان راسخ باشید.

2 . مرحله دوم این است که همسر آینده تان را بر اساس خواسته ها و موقعیت فعلی خود تصور کنید. تصور کردن همسر ایده آل با توجه به آرزوهایتان نسبتا راحت است. همیشه از خودتان این سوا ل را بپرسید: «آیا من برای شخصی که به عنوان همسر ایده آل خودم تصور کرده ام، همسر ایده آلی هستم؟» خیلی ساده است. هر ترازویی دو کفه دارد. اگر می خواهید کفه طرف مقابلتان سنگین باشد، ابتدا باید کفه طرف خودتان را سنگین کنید. کسی که می خواهد با یک فرد تحصیل کرده هنردوست ازدواج کند، بهتر است خود نیز تحصیل کرده و هنر دوست باشد.

3. در مرحله سوم باید یکسری معیارهای غربالگری اولیه برای همسریابی انتخاب کرده و آنها را آزمایش کنید. رایجترین معیارهایی که برای این منظور به کار می روند عبارتند از: تفاوت سن، تفاوت قد، تفاوت ظاهر، تفاوت تحصیلات، تفاوت طبقاتی، تفاوت قومی، تفاوت زبانی و در نهایت تفاوت دینی. نکته مهم این است: این شما هستید که تعیین می کنید یک ویژگی برایتان مهم است یا خیر. مثلا برای یک نفر ممکن است ازدواج درون قومی خیلی مهم باشد ولی برای کس دیگر اصلا اهمیت نداشته باشد. نکته دیگر این است که تفاوت آدمها در یک قالب نسبی مطرح می شود تا مطلق. مثلا به نظر یک نفر قد 170 کوتاه است و به نظر شخص دیگری ایده آل است. پژوهش ها نشان دادند که کسانی که حرف مردم برایشان مهم است بیشتر به ظاهر طرف مقابلشان اهمیت می دهند.

4. مرحله چهارم عبارتست از «دیدن» و «دیده شدن» برای ایجاد جاذبه اولیه. در کشورهایی که محیطهای مختلط کمتر است، پسرها ممکن است به کمک مادر و خواهرانشان برای پیدا کردن همسر مناسب متوسل شوند. ولی متاسفانه چنین امکانی برای اکثر خانمهای جوان کمتر وجود دارد. به همین دلیل توصیه من این است که محیط کار، تحصیل یا تفریح خود را به گونه ای انتخاب کنید که حداکثر احتمال ممکن را برای دیده شدن توسط همسر احتمالی آینده تان به شما بدهد. به عنوان مثال کسی که می خواهد با یک موسیقیدان ازدواج کند، یا در کلاسهای متعدد موسیقی شرکت می کند یا عضو انجمنی می شود که موسیقی دانان معمولا عضو آن می شوند.کار دیگری که می توانید بکنید این است که چند خصوصیت اصلی که برای همسر آینده تان در نظر دارید به نزدیکان و دوستان بگویید ممکن است آن ها فردی را با این مشخصات بشناسند و یا در آینده اگر با چنین کسی برخورد کنند بلافاصله به یاد شما می افتند و می توانند نقش معرف را داشته باشند.

5. مرحله بعد یا دوست شدن با کسی است که فکر می کنید ممکن است با او ازدواج کنید یا خواستگاری کردن از این فرد است. در بسیاری از جوامع (چه شرقی و چه غربی) معمولا خواستگاری توسط جنس مرد صورت می گیرد و معمولا یک زن نمی تواند از یک مرد تقاضای دوستی و یا ازدواج بکند وگرنه به سبکی متهم می شود. به هر حال، فراموش نکنید وقتی با کسی به قصد ازدواج دوست شدید یا از او خواستگاری کردید، فکرتان فقط مشغول ظواهر امر (مانند کافی شاپ رفتن و کادوهای رمانتیک دادن یا نحوه چای آوردن عروس خانم موقع خواستگاری و مراسم عروسی) نباشد. به اصل موضوع دقت کنید.

6. مرحله ششم که مهمترین مرحله انتخاب همسر است، بردن نهایت استفاده از فرصتها برای شناخت بهتر همسر احتمالی تان از طریق برقراری ارتباط کلامی یا غیر کلامی می باشد. امروزه حتی خانواده های نسبتا سنتی و مذهبی با حرف زدن و معاشرت زوجهای آینده در طول دوران نامزدی شان مخالفت چندانی ندارند. در طول این جلسات، از طرف مقابل خود باید سوال بپرسید. سوالهای تعیین کننده. این سوالها از هر فرد به فرد دیگر فرق می کند اما به عنوان نمونه چهار تا پنج مورد از آنها را برایتان می گوییم: الف - می توانید بپرسید: «هدف شما در زندگی چیست؟ سه تا از بزرگترین آرزوهای زندگی تان را بگویید». ب - مثلا: «هدف شما از ازدواج چیه؟ چرا می خواهید با من ازدواج کنید؟» پ - «من شغلم ایجاب می کند که در خارج از منزل کار بکنم. می خواستم بدانم راجع به این موضوع چی فکر می کنی؟» ت - « در خانه پدر و مادری شما تقسیم کارهای منزل به چه صورت بوده؟ دوست دارید در زندگی ما چطور باشد؟» پرسیدن این سئوال ها کمک کننده است، اما فراموش نکنید که ما در دنیای ایده آل زندگی نمی کنیم، بنابراین اگر تصمیمتان بر این شد که با فردی ازدواج کنید (بخصوص برای خانم ها) فراموش نکنید حتما شرایطی را که برایتان مهم است سر عقد مطرح کرده و تعهد لازم را از همسر آینده تان بگیرید. این تنها سندی است که می تواند در صورت عدم سازش همسرتان در موارد یاد شده از شما حمایت کند. از سوال مهمتر، ارتباطات غیر کلامی است. مثلا اینکه آیا رفتارش طوری که می خواهید با مهربانی و عاطفه هست یا نه؟ آیا آداب اجتماعی را در حدی که برای شما مهم است بلد هست اگر نه، آیا در این حد با او احساس صمیمیت می کنید که این مورد را با او در میان بگذارید؟ علاوه بر آن باید از خودتان بپرسید: از هم صحبتی با او خسته شدید یا لذت بردید؟ اینکه اگر اختلاف نظری پیش آمد می توانید با صحبت کردن مسئله را حل کنید و یا بر سرش به تفاهم برسید؟ آیا می ترسید مسئله ای را با او در میان بگذارید؟ از عکس العمل هایش در مقابل حرف ها و رفتار شما نگران می شوید؟ آن چیزهایی را که شنیدید یا دیدید وقتی به خانه برگشتید، روی کاغذ بیاورید، زیرا برای مرحله آخر یا هفتم باید از آنها استفاده کنید.

7. مرحله آخر جمع بندی وضعیت و گرفتن تصمیم مناسب است. در زندگی هر کسی حداقل یک فرد معتمد وجود دارد. نسبت آن شخص مهم نیست. عقل و تجربه اش مهم است. باهم صحبت کنید و مجموع شرایط را برایش بگویید و بخواهید وضعیت را از دید خودش ارزیابی کند. سعی کنید در ارائه مشاهدات و شنیده هایتان منصف باشید و به اصطلاح سانسور نکنید. بعد با خودتان خلوت کنید. تمام نظرات و تفکرات را کنار هم بچینید و جنبه های مثبت و منفی ازدواج با این فرد را کنار هم مقایسه کنید. آیا جنبه های مثبت به جنبه های منفی می چربند؟ آیا چیزی در نکات منفی هست که خیلی برا یتان مهم باشد و بخاطرش بخواهید از طرف بگذرید؟ ممکن است چیزهایی را که شنیدید قبول نداشته باشید که ایرادی ندارد. هرکسی نظر خودش را دارد، ولی در نهایت این زندگی شماست. تصمیم آخر را خودتان بگیرید و آن را به پدر و مادرتان اعلام کنید. می توانید وقتی نتیجه تصمیمتان را به پدر و مادرتان می گویید دلایل خودتان را هم بگویید که بدانند این تصمیم را عاقلانه گرفتید و جوانب آن را سنجیده اید. مراحل بالا توصیف یک فرایند عقلانی و منطقی بود. ازدواج در زندگی فرد یک تصمیم خیلی مهم است. ازدواج موفق می تواند تمام توانایی های بالقوه فرد را شکوفا کند و ازدواج نا موفق میتواند منابع غنی درون وجود یک نفر را به صفر برساند. هستند کسانی که فقط از روی احساسشان ازدواج کردند و خوشبخت شدند ولی تعداد کسانی که خوشبختند و این تصمیم را با چشمهای باز و با در نظر گرفتن همه جوانب گرفتند بیشتر است.

دومین عامل خطر در ازدواج

هویت بیرونی و اجتماعی  پسران بیش از شخصیت آنها مدنظر دختران است ( دومین عامل خطر در ازدواج )

پیش از ازدواج هر دختر خانمی از سن 18 تا 30 سال در دوره متفاوتی از زندگی خود به سر میبرد دختر خانمها میدانند که این دوره زودتر از هر دوره دیگری در زندگیشان می گذرد با سرعتی بیشتر ، وقتی اولین خواستگار در خانه ای را میزند برخی  از دخترها احساس غرور میکنند برخی احساس ترس و نگرانی و برخی مسئله را شوخی میگیرند . معیار انتخاب از نظر یک دختر 18 ساله  با معیار انتخاب از نظر یک دختر 26 ساله تفاوت عمده ای داره ما از حدود 100 دختر در سنین 18 تا 30 سال نظر سنجی به عمل آوردیم  این دخترها در تاریخ 15 اسفند 1387 طی دعوت نامه سایت  تنظیم خانواده  در این نظر سنجی به میل خودشان شرکت کردند بد نیست برخی معیارها رو با هم مرور کنیم .

معیارهای انتخاب همسر برای یک دختر 18 ساله به ترتیب :

خوش قیافه - خوش تیپ - مایه دار - ولخرج  - مهربان و با احساس

معیارهای انتخاب همسر برای یک دختر 20 ساله به ترتیب :

خوش قیافه - خوش تیپ - تحصیلکرده - صداقت - مایه دار - خانواده دار - اعتقادات - اهل مسافرت

معیارهای انتخاب همسر برای یک دختر 23 ساله به ترتیب :

تحصیلکرده -شغل مناسب  -  درامد بالا - ولخرج - خوش تیپ - با کلاس  -   اعتقادات - صداقت -  خانواده دار- استقلال مالی

معیارهای انتخاب همسر برای یک دختر 30 ساله به ترتیب :

تحصیلات هم سطح  -شغل مناسب  - روپا خودش بایسته -  از نظر تیپ و ظاهر بهم بخوریم -  با کلاس  -   اعتقادات - صداقت -  خانواده دار- مهربان - با احساس و درک بالا - خوش اخلاق - خصیص نباشه البته نا گفته نماند ما معیارهای مشترک را مد نظر قرار دادیم .

حالا به بررسی آیتمهایی که در همه سنین موجود بود می پردازیم ظاهر ( قیافه و اندام و تیپ ) در همه سنین جزء معیارهای مهم به حساب می امد اگر چه از سنین 26 به بعد این مورد از برتری رسید به نقطه هایی که هر دو بهم بخورند .

وضعیت مالی ( درامد بالا - مایه دار بودن - ولخرج بودن ) دومین معیاری که به چشم میخوردکه البته این هم در سنین 26 تا 30 سال رو به تعدیل رفته

تحصیلات  تقریبا جزء آیتم سوم است

شخصیت ( هویت فردی شامل مسئولیت پذیری - اعتقادات - اخلاق و رفتار- احساسات - گرایشات جنسی - احترام - استقلال فردی - استقلال مالی و...) متاسفانه جزء معیارهای 4 به بعد بود .

آنچه به نظر می اید همزمان با رشد سنی و عقلی و با توجه به شرایط معیارهای خانمها رو به تعدیل رفته ، البته این بدان علت است که در سنین کمتر دامنه  پذیرش خواستگارهای خود را محدود تر می کردند چون در این سنین حق انتخاب داشتند اما کم کم رفت و آمد خواستگراها محدود تر می شود از سن 25 سالگی هر چه سن بالا تر رود تعداد خواستگارها کمتر می شود در نتیجه باید معیارهای انتخاب همسر را تعدیل کرد واز حالت رویا پردازانه خارج شد .

هر دختری تا سنی مشخص خواهان و طالب دارد بر عکس پسران درست به دلیل طرز تفکر اشتباه دختران در معیارهای انتخابی خود دست پسران برای  انتخاب همسر روز به روز باز تر می شود چون هر چه از سن انها بگذرد به لحاظ مالی و تحصیلات و جا افتادن چهره پیشرفت بیشتری میتوانند بکنند و در عین حال میتوانند دختران کم سن و سال تری را انتخاب کنند همین عامل یکی از عوامل چند گانه کاهش امر ازدواج است که در نتیجه توقعات بالای دخترانیست که در سن مناسب ازدواج به سر میبرند . برای همین است که یک مرد 60 ساله نیز میتواند فقط با داشتن وضعیت مالی مناسب و  وجهه اجتماعی  خوب یک همسر 20 ساله اختیار کند . جالب آنکه در ادامه مطلب خواهیم دید که انتخاب فرد بواسطه هویت اجتماعی باعث اختلافات زناشویی پیچیده ای می شود و معیار انتخاب همسر خود به مهمترین معیار اختلاف با همسر منجر می شود.از اینرو همواره تاکید می شود قبل از در نظر گرفتن لایه بیرونی فرد مقابل ( ظاهر - وضعیت مالی - موقعیت اجتماعی )  لایه درونی  را مد نظر قرار دهید

پس از ازدواج :

ظاهر خوب  ، تیپ خوب ،  اندام خوب  بعد از مدت 6 ماه شاید کمتر برای شما عادی میشود قشنگی رنگ چشمانش حالت موهای سر او قد بلندو جذاب او برای شما عادی شده در عوض وقتی در خیابان با او بیرون میروید نگاههای سایر دختران به همسر شما قدری شما ار آزار میدهد . در جامعه هایی که ما داریم متاسفانه اگر ظرفیت مردان پولدارو خوش تیپ  یا دارای وجه اجتماعی مناسب کم باشد که متاسفانه  اکثرا همینطور است فقط کافیست شما بعنوان همسر یک جایی کم بگذراید برخی از هم جنسان شما براحتی منتظر چنین موقعیتهایی برای سو استفاده هستند  به قول دکتر انوشه اگر نتوانید در خانه سیرش کنید در خیابان انقدر ساندویچ و پیتزا  راحت یافت می شود که دیگر شوهرتان را از دست میدهید .

کم کم خصوصیات رفتاری نمود می کند آنچه که اکثر دختران در رتبه 4  قرار داده بودند کم کم مهمترین آیتم در زندگی زناشویی آنها را شامل می شود . حرف ما این نیست که هر زیبا رویی هر خوش اندامی ادم بی احساسیست ادم خلافکاریست نه به هیچ وجه اما معیار مناسب برای انتخاب همسر باید در ابتدا هویت فردی باشد خصوصیات اخلاقی و رفتاری احساسات صداقت مسئولیت پذیری همان مواردیست که خوده مردان پس از سن میانسالی بعنوان مرد واقعی مد نظر دارند . وقتی ازمینا 29 ساله  که دو سال از زمان ازدواجش  با شهرام که خصوصیات ظاهری خوبی داشته پول دار بوده و خوش تیپ  میگذره راجع به انتخاب او سوال کنیم کمی با تردید انتخاب خود را تائید میکند او میداند همچون خوده او که طالب موقعیت اجتماعی شهرام شده بوده دختران دیگری نیز طالب آن خواهند بود او میداند نیازهای احساسی او کاملا  پاسخ داده نشده او میداند وقتی به مهمانی میرود نگاه های زنان و دختران دیگر به شهرام او را ناراحت میکند او از اینکه شهرام مدام با گوشی خود پیام دریافت و ارسال میکند احساس بدی را تجربه میکند،او به خواهر مجرد خود در خانه میگوید پول همه چیز نیست کسی رو انتخاب کن که مرد باشه اخلاق خوبی داشته باشه درکت کنه همینکه دستش تو جیبه خودش باشه کافیه . مینا برای ما گفت فقط موقعیت خوبی که داشت باعث شد خصوصیات اخلاقیشو نا دیده بگیرم  مینا پس از دو سال از انتخاب خود پشیمان بود و به علت دیدن برخی رفتارهای شک برانگیز از جانب شهرام سراغ مشاور آمده بود . سخن مشاور (  همچون مینا زیاد هستند و انها تصور نمیکردند که روزی چنین شود و حرفهای دیگران را نادیده میگرفتند تقریبا دومین عامل شکست در زندگی زناشویی معیارهای نادرست انتخاب همسر است به عبارتی مهمرتین معیار انها برای انتخاب همسر  بعد از مدتی کوتاه مهمترین فاکتور اختلافات زناشویی شده)

سخن آخر نویسنده  :

فراموش نکنید امکان ندارد فردی را بیابید که تمامی معیارهای شما را شامل شود  همانطور که شما همه خوبیها را یکجا ندارید هیچ انسانی کامل نیست چون اگر کامل بود تلاش وی معنی نداشت  انسانها چون کامل نیستند زندگی می کنند که به تکامل برسند مرحله به مرحله .

در نهایت آنچه دیدم و شنیدم و درباره اش تحقیق کردم و در پله های دادگاه هستند افرادی که انرا لمس کرده اند را  به اطلاعتان رساندم  . انتخاب با  شماست ،  دوستان من ازدواج امریست که طی ان بیش از 50 سال از عمر خود را درگیرش میکنید با یک انتخاب درست ، منطقی با دید باز با نگرشی متفاوت از آنچه اکنون در اجتماع ما وجود دارد فردی را انتخاب کنید که هرگز احساس ندامت و پشیمانی در کنار وی به شما دست ندهد و همواره در خوشیها و نا خوشیها در کنار هم احساسی جز خوشبختی بر شما غلبه نکند.

چرا خانم ها برخی مردان را رد میکنند!!

چرا خانم ها برخی مردان را رد میکنند!!


آخرین باری که کسی به زور از شما کمکی می خواست به یاد دارید؟! بطور مثال،دوست ناامید و درمانده خودتان که نمی خواهد تنها به سینما برود و شما را مجبور می کند که حتما" او را همراهی کنید !!

چه احساسی به شما دست می دهد ؟مسلما" خیلی خوشایند نیست .

تحقیقات روانشناسان و محققان علوم اجتماعی ثابت کرده است که" انسان ناخودآگاه از مردمی که همیشه به آنها آویزان هستند ( مثل کنه !!) بیزارند ! " ، این یک امر طبیعی است که برخواسته از اساس و بنیاد ساختار انسان است .

و در مقابل ، ما همیشه به طرف کسی که به ما هیچ نیازی ندارد ، جذب می شویم .

طبق مطالعه تجربی بروی زنان ، اصولا" آنان مردانی را که مدام آوازه ی ناامیدی و یأس را سر میدهند قبول ندارند و آنها را رد می کنند ! وقتی شما به کسی نیازمندید ، ضمیر ناخودآگاه شما همیشه این حس را القاء میکند که " من بی ارزش هستم

" مطمئنا" ، اگر آخرین باری را که از طرف خانمی رد شده اید را به خاطر بیاورید و دقت کنید ، می بینید که شما بیشتر وقتها نیاز خود را به او نشان داده اید .

برای جذب خانم ها،همیشه اعتماد به نفس خود را حفظ کنید،در کمال اطمینان به توانایی های خودایمان داشته باشید،عذرخواهی نکنید!همیشه متغیرعمل کنیدیاحداقل کاملا"طبق خواسته آنها قدم برندارید!

با اعتماد به نفس شما ، هر زنی آرزو دارد که در اعماق وجود شما نفوذ کند و شاید باورش سخت باشد ، اما شما تمام روز را می توانید با او صحبت کنید بدون اینکه او خسته شود ! با قدرت و جذبه ،آنچنان انرژی مثبتی خواهید داشت که آنها شما را باور خواهند کرد و براحتی می توانید بین خانم ها انگشت نما باشید، و بدون هیچ زحمتی آنها را به طرف خود جذب می کنید!

نه اینکه همیشه مثل کنه به آنها بچسبید!!

تا اینجا متوجه شدید علت اصلی رد کردن بعضی مردها توسط خانم ها ، چیست ،حالا دقیقا" فکرکنید ، چه روشهایی را برای جذب خانم ها تا به حال اجرا کرده اید و پاسخ منفی گرفتید و بیشتر آنها از شما دفع شده اند!

روش صحیح آن است که با بررسی بیشتر،کاملا بفهمید چه خصوصیاتی او را مجذوب می کند و سعی کنید موقع اجرای آنها کاملا"حرفه ای و واقعی عمل کنید،چرا که اگر رفتار شما مصنوعی و فریب کارانه به چشم آنها بیاید، نتیجه ای معکوس خواهد داشت!

پس واقعیت این است که شما مثل یک آهن ربا آنها را جذب یا دفع کنید ، پس در نحوه ی رفتار خود ماهرانه عمل کنید !

یک لحظه خودتان را جای یک خانم بگذارید و تصور کنید با یک مرد متشخص ، گرم ، با روحیه ، با تجربه و جذاب ! روبرو می شوید که کاملا" اعتماد به نفس و کنترل خود را در همه حال حفظ می کند ، مسلما" با خود می گوید من مرد رویایی خود را پیدا کردم!

و حال برعکس آن ، تصور کنید آقایی با حالتی سرخورده ، سرد ، مدام دست و پا می زند تا بتواند یک کلمه با شما حرف بزند ، ارتباط کلامی او بسیار ضعیف است و لباس پوشیدنش مثل این است که جلوی شما اصلا" راحت نیست ! بله ، او فقط وقت شما را تلف می کند و سریع تر می خواهید که از دستش راحت شوید !!

تنها به" اشعات و رایحه جذابیت" فکرکنید،نه اینکه "من می خواهم تأثیر گذار باشم"، به یاد داشته باشید چیزهایی که برای شما جذاب است برای یک خانم هیچ وقت جذاب نخواهد بود،بنابراین همیشه به قضیه از دید یک خانم نگاه کنید.

این بدان معنی است که مادامی که دیگر آقایان به سهولت خانم ها را با رفتار جالب خود ، جذب می کنند ، شما همچنان زن ذلیل و ناکام خواهید ماند !

توقعات پیش از ازدواج

توقعات پیش از ازدواج
 
بِن سیلیمان روانشناس خانواده و استاد دانشگاه ویومینگ می گوید، "هر ازدواج از آمیخته شدن دو خانواده تشکیل می شود." هر طرف یک دسته از انتظارات و توقعات را با خود وارد زندگی زناشویی می کند که معمولاً نشاندهنده تاریخچه خانوادگی فرد و چیزهایی است که در خانواده و دوستان خود دیده است. ازدواج ادغام سنت ها و انتظارات دو خانواده است.

دکتر بن سیلیمان در ادامه می گوید،"آنچه برای هر طرف مهم است این است که از انتظارات طرف مقابل خود قبل از وارد شدن به زندگی زناشویی باخبر شود.برای موفقیت هر ازدواج و رابطه زناشویی، آشنایی با انتظارات و توقعات طرف مقابل لازم و ضروری است چون جور شدن رفتارها و توقعات در هماهنگی و رضایت طرفین بسیار مهم است."

زوج هایی که توقعات متعارض دارند معمولاً مشکلات بیشتری در رابطه خود تجربه می کنند. برای مثال، آیا زن باید کار و تحصیلات خود را کنار بگذارد و برای تربیت فرزندان خانه نشین شود؟ دو نفر چطور مسئولیت نگهداری از فرزندان، کارهای خانه، و مدیریت مالی خانواده را با هم تقسیم می کنند؟ سکس و رابطه جنسی چقدر اهمیت دارد؟ و آیا باید زمان مسافرت را برای دیدن افراد فامیل صرف کنند یا یک مسافرت هیجان انگیز و ماجراجویانه داشته باشند؟ پاسخ دادن به برخی از این سوالات تا حد زیادی به نحوه برخورد والدین هر یک از طرفین با این مسائل بستگی دارد.

انتظارات واقعبینانه و منطقی را با هم در میان بگذارید و هر روز سعی کنید که رابطه تان را بهتر کنید .آگاهی داشتن از انتظارات و توقعات طرف مقابل می تواند رابطه ها را محکمتر کند. همچنین به زوج ها کمک می کند درمورد سابقه خانوادگی هم بیشتر بدانند  و موفقیت ها و شکست های نسل های قبل را تکرار نکنند. زوج های موفق همیشه سعی می کنند از نقاط قوت ریشه های خانوادگی همدیگر نهایت استفاده را برده و محدودیت های آنرا کنار بگذارند.

دکتر سیلیمان می گوید، "اما انتظارات به مرور زمان تغییر می کنند، مثلاً وقتی خانواده توسعه می یابد، میل به داشتن خانه ای بزرگتر جایگزین میل به خرید ماشین یا یک مسافرت گران می شود. همچنین با متعهد شدن زوج ها به هم انتظارات هم تغییر می یابد. زوج هایی که تصمیم می گیرند با هم بدون رسمی کردن ازدواجشان باهم زندگی کنند معمولاً روابطی دارند که در انتظاراتشان کم می آورد. بدون تعهد، یکی یا هر دو طرف گاهی اوقات زندگی خود با هم را یک قرارداد موقتی فرض می کنند نه یک تعهد همیشگی. بدون تعهد زوج ها نمی دانند که در مراحل بعد باید چه انتظاراتی داشته باشند."

در هر رابطه ای حدس و گمان خطرساز است. فکر کردن به اینکه "او تغییر خواهد کرد" یا "بعد ازاینکه ازدواج کنیم این چیزها دیگر اهمیتی ندارد" ممکن است منجر به ناامیدیتان شود. نادیده گرفتن علائم هشداردهنده یا رفتارهایی که می تواند برایتان آزار دهنده باشد یا با سبک زندگی شما تناقض داشته باشد، می تواند برایتان مشکل ساز شود. برای مثال، یکی از طرفین ممکن است دوست داشته باشد که روزهای تعطیل زود از خواب بیدار شود و دیگری ترجیح می دهد که بیشتر بخوابد و دیرتر بیدار شود. به این روش بعد از مدتی طرفی که زود بیدار می شود دیگری را متهم به تنبلی می کند و آن یکی این را به وسواسی بودن متهم می کند.

 زوج ها باید بتوانند عشق را از واقعیت جدا کنند. اگر اینطور فکر کنند که "پدر و مادر من خوشبخت بودند پس من هم خوشبخت می شوم" خیلی اشتباه است. رابطه های موفق تصادفی اتفاق نمی افتند؛ نیازمند تلاش روزانه و لذت بردن از رابطه است. زوج ها اگر از نقاط مثبت خود بهره برده و با کار کردن روی نقاط منفی خود آنها را برطرف کنند بسیار راحت تر در رابطه پیشرفت می کنند.

هیچوقت نباید از کس دیگری انتظار داشته باشید که خوشبختتان کند. باید یاد بگیرید که قبل از اینکه زندگیتان را با کس دیگری تقسیم کنید، بتوانید با خودتان خوشحال و خوشنود باشید. این هم غیرمنطقی است که انتظار داشته باشید رابطه تان همیشه خوب و خوش باشد. این غیر ممکن است.

برای موفقیت رابطه میل به سازگاری اهمیت زیادی دارد چون محیط مستعد تغییر است. یک تعهد طولانی مدت مبنی بر انتظارات منطقی و واقعبینانه بین تغییرات فردی، زوجی و اجتماعی تعادل ایجاد میکند. خوشبین بودن هم خیلی کمک می کند.


می خواهید به رابطه تان انرژی بیشتری بدهید؟ طرف مقابلتان را اول بگذارید. قبل از ازدواج دو طرف معمولاً به همدیگر اولویت می دهند اما بعد از متعهد شدن تمایل چندانی به اینکار نشان نمیدهند. اما وقتی از یک زوج می پرسید که دلیل موفقیت رابطه شان چه بوده است معمولاً می گویند که آنچه در رابطه عرضه کرده اند، نه آنچه که انتظار داشته اند بوده است که رضایت و رشد را برایشان به ارمغان آورده است. آنها با جریان پیش می روند. انتظاراتشان در طول سالها تغییر و رشد کرده است اما کار کردن در جهت این تغییرات بوده که رابطه شان را قوی تر کرده است.

 نکته 1: اگر والدینم زندگی خوشبختی باهم داشتند آیا احتمال اینکه من هم زندگی خوبی داشته باشم بیشتر خواهد شد؟

پاسخ مثبت است به شرطی که زوج بتوانند انتظارات واقعبینانه و منطقی را با هم در میان بگذارند و هر روز سعی بکنند که رابطه شان را بهتر کنند. وقتی زندگی والدین به نظر موفق و خوشبخت می آید، ممکن است بچه ها روابط خودشان را دست کم بگیرند و این فکر که رابطه خودشان هم شاد و خوشبخت خواهد شد کمی غیرواقعی است. وقتی دو نفر آشنایی بیشتری با هم داشته باشند، انتظارات و ارزش ها و هدف های هم را قبول داشته باشند، و در تعهد خود نسبت به همدیگر جدی باشند، احتمال موفق شدن رابطه شان خیلی بیشتر خواهد بود.

نکته 2: در روابط طولانی مدت این سوالات را از خود بپرسید:
آیا زمان کافی برای شناخت همدیگر گذاشته ایم؟
آیا اهداف، ارزشها و انتظارات یکسانی داریم؟
آیا علائم هشداردهنده ای مثل سوءاستفاده، خشونت، مسائل مالی، مشکلات جنسی و از این قبیل را بررسی کرده ایم؟
آیا میتوانیم با هم گفتگو کنیم؟
آیا می توانیم در حین حرف زدن به حرف همدیگر هم گوش دهیم؟ آ
یا می توانیم در جهت یک هدف مشترک تلاش کنیم؟
و به خاطر همدیگر از خود گذشتگی کنیم؟ آیا می توانیم انعطاف پذیر باشیم؟
سازگار باشیم؟
 آیا هر دوی ما خوشبین هستیم؟

البته نباید خودتان را فقط به این سوالات منحصر کنید اما این سوالات از جمله سوالات خیلی مهمی هستند که می توانند باعث شوند زوج ها کمی سرعت پیشروی خود را کم کنند و دوباره به جهت خود فکر کنند.  

13 نکته برای درخواست ازدواج از فرد مورد علاقه:


13نکته برای درخواست ازدواج از فرد مورد علاقه:

 1- مطمئن گردید که فرد مناسبی را برگزیده اید:

حقیقت امر آن است که ازدواج چیزی نیست که بخواهید به خاطر انگیزه های انی وارد آن گردید ممکن است شما دیوانه وار همدیگر ار دوست داشته باشید اما اگر همسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه ازدواج شما قطعا زیاد دوام نخواهد آورد و یا انکه ارزشهای شما با ارزشهای همسرتان متفاوت باشد اگر در مورد فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید تردید دارید بهتر است بیشتر درباره آن بیاندیشید.

  2- مطمئن شوید هر دوی شما آمادگی دارید:

 پیش از آنکه پیشنهاد ازدواج دهید درباره آن که در زندگی به دنبال چه اهدافی می باشید حتی اهداف 50 سال آینده خود با یکدیگر صحبت کنید هر چه بیشتر با یکدیگر در مورد آن چه برای شما حائز اهمیت می باشد گفتگو کنید بیشتر متوجه آن می گردید که آیا با یکدیگر تفاهم دارید یا خیر. همچنین باید از لحاظ مالی آمادگی داشته باشید اگر شما قادر نیستید که مخارج خود را تامین کنید بهتر است نامزدی خود را به تعویق بیاندازید.

3-از پدر و مادر وی اجازه بگیرید:

شما ابتدا باید بدانید که آیا اگر پیش از ازدواج با پدر و مادر وی مشورت کرده و اجازه بخواهید آنها را خشنود می سازد یا خیر.این نکته شاید عجیب به نظر آید اما شما که نمی خواهید پدر زن و مادر همسر آینده خود را برنجانید؟ این عمل برای آنکه دلشان را بدست بیاورید بسیار موثر خواهد بود.

 4- بطریقی پیشنهاد بدهید که خوشایند وی باشد:

به پیشنهاد ازدواج همچون یک هدیه به بانوی زندگی خود بنگرید ان را بطریقی طرح ریزی کنید که باب میل و سلیقه وی بوده و مطابق با شخصیتش باشد ایا وی رومانتیک است و یا اهل تفریح و شوخ طبعی؟ ایا میل دارد بطور محرمانه از وی خواستگاری کنید و یا روی دیوار در خواست خود را بنویسید؟

 5- درباره هدیه دادن به وی تصمیم بگیرید:

 برای دختر ها و زنان هیچ چیز مبهوت کننده تر از یک هدیه غیر منتظره و غافلگیر کننده حلقه برلیان نمی باشد. اما اگر توان مالی شما اجازه این کار را به شما نمی دهد. برای ینکه حلقه را خریداری کنید از نوع سلیقه وی اطلاع یابید این کار را می توایند تا سوال کردن از دوستان و یا خانواده وی و یا مشاهده نوع جواهر آلاتی که وی استفاده می کند انجام دهید اما بسیاری از دختران تمایل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند بهر حال باید به خواسته های وی احترام بگذارید.

 6- مطمئن گردید پاسخ وی مثبت می باشد:

هنگامیکه پیشنهاد ازدواج می دهید باید مطمئن شوید که پاسخ وی بله خواهد بود شما می بایست از قبل در مورد ازدواج به اندازه کافی صحبت کرده و کاملا از آن چه طرف مقابل از یک شریک زندگی بلند مدت انتظار دارد آگاهی یافته باشید درست است که می خواهید پیشنهاد ازدواج شما برای او سورپرایز باشد اما نباید بی مقدمه دست به این کار بزنید.

 7- افراد زیادی را از قصد و تصمیم خود آگاه نسازید:

شما ممکن است وسوسه شوید که قصد خود را با دوستان و خانواده خود در میان بگذارید اما عاقلانه تر آن است که این خبر را تنها با یکی دو تا از دوستان و یا نزدیکان صمیمی خود در میان گذاشته و به آنها اطمینان داشته باشید که رازدار و محرم اسرار شما می باشند.

 8- پیشنهاد خود را از حفظ نکنید:

 صرف نظر از آنکه کجا و چگونه پیشنهاد ازدواج می دهید باید آن پیشنهاد با نهایت صداقت و ابراز عشق حقیقی شما نسبت به وی همراه باشد از قبل در مورد حرفهایی که می خواهید به او بزنید یادداشت بردارید اما دقیقا انها را از بر نکنید در آن لحظه به وی بگویید که چرا وی یک فرد استثنایی بوده و چرا شما خواهان آن می باشید که باقی عمر خود را با وی سپری کنید باید جملات شما از دلتان براید او می خواهد با یک مرد ازدواج کند و نه یک ربات!

 9- مکان و زمان مناسب را بیابید:

مکانی که پیشنهاد ازدواج می دهید می تواند یک رستوران پارک سینما و یا لب دریا باشد اما بهتر است مکانی انتخاب کنید که برای هر دوی شما خاطره انگیز بوده و شما را به یاد خاطرات گذشته بیندازد فاکتور زمان نیز بسیار مهم می باشد اگر وی شرایط سختی را سپری می کند اگر خسته و یا گرفتار دغدغه های شخصی و شغلی خود می باشد و یا آنکه از دست کسی عصبانی است زمان مناسبی برای این کار نمی باشد.

 10- او را دستپاچه نکنید:

 شما ممکن است بخواهید پیشنهاد خود را برای جهانیان فریاد بزنید و یا حداقل برای همسایگان مجاور خود اما مراقب باشید اشتیاق بی حد شما کار دستتان ندهد اگر وی شخصی درونگرا بوده و از آن که مرکز توجه دیگران واقع گردد بیزار می باشد بهتر است این کار را بطور خصوصی با وی در میان بگذارید.

 11- انتظار همه نوع پیشامدی را داشته باشید:

 صرفنظر از همه نقشه ها و طرح ریزی ها امکان دارد امور دقیقا آن طوری که شما و یا وی تصور می کردید پیش نرود خود را برای واکنش های احتمالی آماده کنید او ممکن است دستپاچه شده و یا هیجان زده گردد و یا آن که کاملا آرام و بی تفاوت باقی بماند وی ممکن است بگوید بله- خیر و یا شاید. شما ممکن است تصور کنید وی را کاملا می شناسید اما از پیش داوری و آنکه پاسخ وی چگونه خواهد بود پرهیز کنید چون ممکن است مایوس گردید.

 12- اگر پاسخ وی منفی بود مایوس نشوید:

 همواره احتمال آن که وی نه بگوید وجود دارد اما دلسرد نشوید با او صحبت کنید و علت عدم آمادگی وی را جویا گردید وی ممکن است تنها به زمان بیشتری نیاز داشته باشد و یا آن که اصلا وی دختر مناسبی برای شما نبوده باشد. اگر این طور باشد بهتر است همین حالا پی به آن ببرید تا انکه پس از ازدواج.

  13- خیلی زود و یا خیلی دیر پیشنهاد ندهید:

زمان معینی برای پیشنهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت 2 هفته از آشنایی خود با وی پیشنهاد ازدواج ندهید زمان پیشنهاد ازدواج هنگامی است که شما برای مدتی کافی به یکدیگر متعهد شده باشید همچنین زیاد وقت را تلف نکنید شجاع باشید و حرف دلتان را بزنید .

با شکست عشقی و تلخی برهم خوردن رابطه چگونه کنار بیاییم؟


با شکست عشقی و تلخی برهم خوردن رابطه چگونه کنار بیاییم؟


تقریباً همه ما یکبار درد برهم خوردن یک رابطه عاشقانه را در یک نقطه از زندگی تجربه کرده ایم. خیلی از افراد مجبورند که طی دوره دانشگاه با اولین شکست عشقی خود کنار بیایند. درک سختی و دردناک بودن برهم خوردن یک رابطه مهم مقدور نیست مگر اینکه خودتان هم شخصاً آنرا تجربه کنید. احساس غم و ناامیدی شدید واکنشی متداول به این اتفاق در زندگی است. تحقیقات روانشناسی نشان میدهد که واکنش احساسی به برهم خوردن یک رابطه عشقی بسیار شبیه به واکنش به فقدان های بسیار بزرگتر و غم انگیزتر مثل مرگ یکی از عزیزان یا تشخیص یک بیماری خطرناک می باشد. در زیر به واکنش های احساسی متداول به برهم خوردن یک رابطه عاشقانه اشاره می کنیم:

 · انکار: باور و قبول کردن اینکه رابطه تان تمام شده است، خیلی سخت است. خیلی دردناک است که ببینید رابطه تان برای طرفتان که آنقدر دوستش داشتید و به او اعتماد داشتید، دیگر ارزش و اهمیتی ندارد.

 · ناامیدی و غم: احساس تنهایی و ناراحتی کردن، گریه کردن زیاد همه کارهایی طبیعی هستند. ممکن است نیاز بسیار شدیدی به برقراری ارتباط با شریک عشقی سابقتان احساس کنید. زمان های خاص در طول روز مثل صبح ها که از خواب بیدار می شوید، خیلی سخت خواهند بود.

· ترس: تصور کردن زندگی بدون شریک عشقیتان وحشت آور خواهد بود. ممکن است واهمه داشته باشید که دیگر نتوانید عشقی برای خود بیابید و باز احساس خوشبختی کنید.

 · عصبانیت: خشم و عصبانیت دربرابر شریک عشقی گذشته که این درد و رنج را برایتان فراهم کرده است یک واکنش احساسی دیگر است.

· مقصر کردن خود و احساس گناه: ممکن است به این فکر بیفتید که چه کار شما باعث برهم خوردن رابطه شده است و تلاش کنید که از شریک عشقی سابقتان فرصتی دوباره تقاضا کنید. اگر این شما بوده باشید که رابطه را خاتمه داده است، ممکن است از ناراحت و غصه دار کردن طرفتان احساس گناه کنید.

· حسادت: ممکن است از تصور بودن شریک عشقی سابقتان با شخصی جدید بترسید و احساس حسادت کنید.

 · سر در گمی: بدون کسی که آنقدر دوستش داشتید، زندگی بی معنی و عجیب به نظر می آید. ممکن است از خودتان بپرسید که کی هستید و زندگیتان بدون او چه معنا و مفهومی دارد.

 · آسودگی: ممکن است تاحدودی از احساسات منفی مربوط به رابطه که درنتیجه دعواها، ناامنی ها و یا خستگی ایجاد می شده، احساس فراغت و آسودگی کنید.

 آیا خوب می شوم؟


اگر رابطه تان به تازگی برهم خورده است، ممکن است با خودتان فکر کنید که کی بهتر می شوید. کلیشه "گذر زمان همه زخم ها را التیام می دهد" در این رابطه واقعاً کاربرد دارد. بااینکه روند این جریان ممکن است طولانی و سخت به نظر بیاید، احساسات دردناک فقدان از دست دادن یک رابطه عشقی با گذر زمان از بین می رود. اما، هر چیزی که روند فراموشی را مختل کند، مثل دیدن دوباره شریک عشقی گذشته یا امید داشتن به برقراری مجدد رابطه، جرقه احساسات را دوباره روشن می کند. برای فراموش کردن این درد باید قبول کنید که رابطه تان از دست رفته است و هیچ راهی برای دست یافتن به دلایل بر هم خوردن آن وجود ندارد.
برای بعضی ها یک اتفاق پایانی (مثل بی محلی از طرف عشق قدیمی در زمان نیاز یا یک بحث و دعوای شدید) به فراموش کردن رابطه کمک می کند.
هیچ راه فراری برای تجربه نکردن آن درد احساسی بعد از برهم خوردن رابطه وجود ندارد. احساسات شما نشاندهنده اهمیت طرفتان در زندگی شما و توانایی خودتان در ایجاد صمیمیت با کسی و عشق ورزیدن است.

اما کارهایی هست که می توانید برای مراقبت از خودتان و آسانتر کردن این ناراحتی در طول این مدت انجام دهید:

 · از دوستان و خانواده کمک بگیرید. حمایت اجتماعی یکی از مهمترین فاکتورها در کنار آمدن بااین فقدان است. از دوستان و افرادی که به حرفهایتان گوش می دهند و به شما برای ادامه زندگی انگیزه می دهند کمک بگیرید. گذراندن وقت با دیگران ممکن است که در ابتدای کار برایتان دشوار باشد اما کمکتان میکند بفهمید که کسان دیگری هم در زندگیتان هستند  که نگران شما هستند و حمایتتان میکنند.

· به دنبال راه هایی برای خاتمه دادن به رابطه باشید. ارتباط مداوم با شریک عشقی سابق باعث می شود که التیام یافتنتان به تاخیر بیفتد و به حس عزت نفستان هم لطمه بخورد. وقتی ارتباط با او شدیداً ناراحت و غمگینتان می کند از دیگران کمک بگیرید. نوشتن نامه خداحافظی، برگرداندن یادبودها، و گذاشتن همه عکس ها و نامه ها و همه یادبودهای رابطه قبلی در یک جعبه مجزا می تواند به پیشرفت روند فراموش کردن شما کمک کند.

 · برنامه روزانه داشته باشید. سازمان دهی کردن زمانتان و داشتن برنامه می تواند به کم کردن فشار روحی شما کمک کرده و فکرتان را از عشق قدیمی به مسائل دیگر زندگی معطوف کند. باید سعی کنید انرژی ذهنیتان را به انجام کارها و پروژه های دیگر هدایت کنید.

 · در زندگیتان تغییر ایجاد کنید و به طرز خلاقی ابراز احساس کنید. علایق، فعالیت ها و رابطه های جدیدی در زندگیتان ایجاد کنید. دکوراسیون محل زندگیتان را تغییر دهید. کارهایی انجام دهید که شما را یاد عشق قدیمیتان نیندازد. برنامه های جدید با دوستان و خانواده برای تعطیلات بگذارید. در فعالیت هایی شرکت کنید که به بهبودی شما کمک می کند و توزانی دوباره به زندگیتان می بخشد مثل کارهای هنری، شعر و موسیقی.

 · نزد مشاور بروید. می توانید نزد یک مشاور روانشناس بروید و درمورد احساساتتان با او صحبت و دردودل کنید.