معرفی برترین مدیران دنیا
به گزارش مهر، هدف این مجله در ابتدا ارائه یک روش ساده و در عین حال دقیق برای ارزیابی عملکرد بلندمدت مدیران عامل بود؛ از این رو پنج سال پیش یک پروژه جهانی را برای رسیدگی به این چالش ها راه اندازی کردند، آنها می خواستند به چیزی بیش از توصیه اقدامات درست برای مدیران اجرایی و مدیران عامل دست یابند.
HBR میگوید: هدف ما پیاده سازی یک سیستم امتیاز دهی بود که نه تنها عملکرد بلند مدت مدیران را ارزیابی کند، بلکه شیوه ای را که هیات مدیره، مدیران اجرایی، مشاوران و نخگبان مدیرتی، مدیران عامل را با آن تصور و ارزیابی می کنند تغییر دهد.
سه سال پیش (ژانویه- فوریه 2010 )، HBR، چنین سیستم ارزیابی را ارائه کرد. این سیستم مدیران عامل را در کل دوره تصدی شان بر شرکت، مورد ارزیابی قرار داد. از این سیستم برای رتبه بندی عملکرد حدود دوهزار مدیرعامل در سراسر جهان استفاده شد.
در ماه جاری این مجله، نسخه جدیدی از تحلیل های خود را ارائه کرد. آنها این ارزیابی را در دو بعد جدید گسترش دادند: مدیران عاملی که عملکرد مالی خوبی داشتند و همچنین مدیران عامل و شرکت هایی که نه تنها عملکرد مالی بلکه عملکرد اجتماعی مطلوبی داشتند.
در این بررسی، عملکرد بلند مدت هر مدیرعامل، از روز نخست تا روز آخر (یا مدیران عاملی که تا 31 اوت 2012 سر کار بودند- آخرین روز جمع آوری اطلاعات) ارزیابی شد.
آنها در ارزیابی خود میزان بازگشت سرمایه شرکت در طول مدیریت مدیرعامل و همچنین افزایش کلی بازار سرمایه را در نظر گرفتند.
100 مدیر اجرایی برتر در این فهرست عملکرد بسیار خوبی داشتند. به طور متوسط آنها 1،385 درصد بازگشت سرمایه داشتند و ارزش بازار شرکت را 40.2 میلیارد دلار افزایش دادند.
این مجله با معرفی 100 مدیر عامل برتر جهان، نشان داد مدیران عامل شرکت های دیجیتالی، فناوری اطلاعات، رایانه و فناوری های پیشرفته بیش از سایر مدیران، قدرتمند بوده اند.
رتبه یک: استیو جابز مدیرعامل اپل
تعجبی ندارد که بهترین مدیرعامل طی 17 سال گذشته، استیو جابز مدیرعامل شرکت اپل بوده است. وی رتبه نخست این فهرست را به خود اختصاص داده است.

گفته می شود به واسطه مدیریت قدرتمند جابز بر اپل، تا مدتها شرکتی نمی تواند رکورد اپل را بزند.
رتبه دوم: جف بزوس مدیر عامل شرکت آمازون دات کام
وی که در فهرست پیشین HBR رتبه هفتم را داشت امسال پنج رتبه صعود کرده است. آمازون نیز بازگشت سرمایه 12،266 رصدی را شاهد بوده و ارزش بازار آن 111 میلیارد دلار افزایش را تجربه کرده است.

رتبه سوم: یون جونگ- یونگ مدیر عامل سامسونگ الکترونیک
وی از سال 1996 تا 2008 مدیر عامل سامسونگ الکترونیک بود. این شرکت در صنعت فناوری اطلاعات فعالیت دارد و شاهد بازگشت سرمایه 1،559 بوده است.

آنلی از سال 2001 تا 2011 مدیر عامل شرکت ویل بود که در زمینه مواد کار می کند. این شرکت طی این مدت بازگشت سرمایه 934 درصدی داشته است.
رتبه پنجم: جان مارتین مدیر عامل شرکت گیلید ساینسز
مارتین از سال 1996 تا کنون مدیر عامل گیلید ساینسز است. شرکت وی که در زمینه مراقبت بهداشتی فعالیت دارد 2552 درصد بازگشت سرمایه داشته است.
رتبه ششم :چونگ مونگ – کو مدیرعامل شرکت هیوندایی
مونگ کو از سال 1999 تا کنون مدیریت عامل شرکت خودروسازی هیوندایی کره جنوبی را بر عهده دارد. وی توانسته طی این مدت 2024 درصد بازگشت سرمایه برای این شرکت بیاورد.
رتبه هفتم: وای- سی دوشوار مدیر عامل شرکت ITC
دوشوار از 1999 تا کنون مدیر عامل شرکت ITCاست.این شرکت که در زمینه محصولات مصرفی فعالیت دارد، تحت مدیریت دشوار 3308 درصد بازگشت سرمایه داشته است.
رتبه هشتم : دیوید سیمون مدیر عامل شرکت سیمون پراپرتی گروپ
سیمون از سال 1995 تا کنون مدیر عامل شرکت سیمون پراپرتی گروپ است که در عرصه خدمات مالی فعالیت دارد. این شرکت 1199 درصد بازگشت سرمایه داشته است.
رتبه نهم: مارگارت وایتمن مدیرعامل شرکت eBay
عملکرد وی به عنوان مدیر عامل شرکت eBayاز 1998 تا 2008 موجب شد وی به رتبه 9 در بین مدیران عامل سراسر جهان برسد. شرکت او در زمینه فناوری اطلاعات فعالیت دارد و او توانست بازگشت سرمایه 1434 درصدی را داشته باشد.

رتبه دهم : جان چمبرز مدیر عامل شرکت سیزکو سیستم
چمبرز که شرکتش در زمینه فناوری اطلاعات فعالیت دارد از 1995 تا کنون توانسته بازگشت سرمایه 564 درصدی را ایجاد کند.

رتبه 35: اریک اشمیت مدیرعامل گوگل(2001 – 2011)
رتبه 41: جان تامسون مدیرعامل سیمانتک (1999-2009)
رتبه 49: تومئو کانابایاشی مدیرعامل NTT Data 1995- 1999)
رتبه 65: سانیل بارتی میتال مدیرعامل بارتی ایرتل (1995 – تا کنون )
رتبه 81: تیم کوگل مدیرعامل یاهو (1995-2001)
رتبه 83: مینگ کای تسای مدیرعامل مدیا تک (1997- تا کنون)
رتبه 86: وانگ جیانژو مدیرعامل چاینا موبایل (2004- 2010)
راهکاری برای ارتقای سلامت اقتصادی کشور
به عبارت سادهتر، راهکار عملی برای جلوگیری از پولشویی، اعتبارات پنهان بدهکاران بانکی و دیگر تخلفات و جرایم اقتصادی، بررسی همه نقل و انتقالات مالی بالاتر از یک سقف مشخص است. هماکنون نقل و انتقالات بالای پانزده میلیون تومان به بانک مرکزی گزارش میشود و بررسیهای محدودی بر نقل و انتقالات میلیاردی صورت میپذیرد؛ اما نه تشکیلاتی برای رسیدگی به تک تک نقل و انتقالات به ویژه کمتر از یک میلیارد تومان وجود دارد و نه قانونی در این باره هست که نهادهای پولی و قضایی کشور بتوانند با طراحی یک سیستم نظارتی مبتنی بر قانون یادشده، بابت تک تک این نقل و انتقالات، پاسخ بخواهند.
در بسیاری از کشورهای غربی که نقطه اتکای کشور، درآمدهای مالیاتی است، تک تک گردشهای مالی شهروندان، بررسی میشود و در صورت واریز نقدی رقمهای سنگین، نهادهای نظارتی همچون سازمان مالیات یا پلیس اقتصادی با رجوع به شهروندان خواستار مشخص شدن منبع واریزی شده و تا ریشه حصول رقم مورد نظر پیش میرود تا مالیاتهای مورد نظر نیز در این زنجیره کسر شود؛ حتی در برخی کشورها، این امر یک تکلیف است و شهروندی که اظهارنامهاش را برای تک تک ورایزها و برداشتها پس از انجام معادلات مالی اعلام ننماید، جرمی مرتکب شده است. همچنین در صورتی که رقم واریزی به حساب یک شخص بیش از نرم معمول و درآمدهای سالیانهاش باشد، بررسیهای ویژهای انجام میگیرد.
در پایان باید گفت، گویا این رویه نسخه عامتری از قانون «از کجا آوردهاید» برای مسئولان باشد که البته تنها شامل بررسی در آغاز کار و پایان مسئولیت اشخاص نمیشود، بلکه یک رویه طولانی و همیشگی برای هر شهروند را در بر میگیرد که عملاً دور زدن بانکها برای نپرداختن بدهی با بازی با حسابهای متعدد و واریز و چرخش درآمدهای نامشروع، عملاً ناممکن میشود و در صورت اجرای دقیق این روند، فساد اقتصادی به یک امر تقریباً ناممکن مبدل میشود.
با این اوصاف، تنظیم چنین قانونی و اجرای آن، یک رویداد بزرگ خواهد بود که اراده متفق دستگاههای مجری، قانونگذار و ناظر برای تحققش الزامآور است.
چرا زن و شوهرها دعوا میکنند؟
چرا زن و شوهرها دعوا میکنند؟
روزنامه جام جم در مطلبی با نام «ده عامل ناسازگاری زوجهای جوان»،
نوشته است: نه پول، نه شهرت و نه زیبایی؛ ۴۳۴۰ جوان
متأهلی که چندی قبل راز دلشان را با پژوهشگران مرکز مطالعات وزارت ورزش و جوانان
در میان گذاشتند و درباره کیفیت زندگی زناشوییشان با آنها حرف زدند نه از بیپولی
گله کردند و نه از نداشتن همسری مشهور که زیبا نیست، بلکه آنها پاسخهایی به پرسشها
دادند که به تعبیر محققان، نشان میداد که مشکلات زناشویی درایران ریشه در بافت
اجتماعی دارد.
بر این اساس، بیاعتنا بودن نسبت به مسائل اعضای خانواده، دخالت
دیگران در تصمیمگیریها، بیملاحظه بودن نسبت به هم در تصمیمگیریها، انجام
ندادن وظایف شخصی، رفتار غیرمنطقی و ناپخته، دخالت خانواده همسر در زندگی، درآمد
ناکافی، وقت نگذاشتن برای خانواده و بیتوجهی نسبت به نظرات یکدیگر در صدر عوامل
ایجاد کننده اختلافات زناشویی هستند.
این در حالی است که جرقههای اختلاف را در زندگی زوجهایی که بیش از
یکسال از زیر یک سقف رفتنشان نمیگذرد، عواملی متفاوتتر میزند. بر این اساس، در
سال نخست زندگی مشترک، دخالت دیگران در صدر دلائل ایجاد تفرقه میان زوجها قرار
دارد و پس از آن رفتار غیرمنطقی و ناپخته، جسور نبودن در تصمیمگیری، اشتباهات
مکرر، دخالت خانواده همسر و انجام ندادن وظایف شخصی در رتبههای بعدی جای دارد.
این عوامل البته برای زوجهایی که سال دوم زندگی زناشویی را میگذرانند
کمی متفاوت است به طوری که برای این گروه از زوجها، دخالت دیگران، اشتباهات مکرر
و رفتار بدون فکر، جسور نبودن در تصمیمگیریها، رفتار غیرمنطقی و ناپخته، بیاعتنا
بودن نسبت به مسائل اعضای خانواده و در نهایت تفاوت فرهنگی مهمترین عامل برای
درگیر شدن با همسر است.
این وضع در سال سوم زندگی مشترک نیز حاکم است؛ با این تفاوت که در
زندگیهای سه ساله، تفاوت فرهنگی، بیملاحظه بودن نسبت به هم، تکرار اشتباهات، بیاعتنایی
نسبت به اعضای خانواده و نداشتن جسارت تصمیمگیری مهمترین عوامل آغاز درگیری است.
سعید علوی