فرق جامعه ایرانی و جامعه آمریکایی

پروفسور ابراهیم سلطانی مدیر یکی از مراکز حساس علمی آمریکا که مدتی است برای دیدار مادر پیرش به ایران سفر نموده با "ناصرون" به گفت و گو نشسته است. 

بخشهایی از گفتگو با پروفسور ابراهیم سلطانی به شرح ذیل است: 

- بعد از فوق لیسانس در رشته مهندسی صنایع، علاقمند بودم که در همین رشته دکترا بگیرم ولی بنا به توصیه دکتر افروز رئیس سابق دانشگاه تهران که هم کلاس ما بود و می گفت: آینده در کامپوتر است، برو و کامپیوتر بخوان، من هم در رشته دکترای تکنولوژی کامپیوتر کانزاس مشغول به تحصیل شدم. آن زمان تحصیل کرده های این رشته در ایران کم بودند. جمعا سه نفر که در دانشگاه های اصفهان، گرگان و تهران بودند. 

موقعی که دکترا گرفتم هم در دبیرستان و هم کالج تدریس داشتم بعد از اخذ دکترا در دانشگاه های ایالات مختلف آمریکا تدریس کردم ولی زمانی که به اوکلاهاما آمدم به دلیل مدرسه بچه ها ماندگار شدم و روزی که ما رفتیم دانشگاه اوکلاهاما هیچ چیزی نداشت ولی با تلاشی که داشتیم توانستیم به جایی برسانیم که الان در رشته های مختلفی حرف برای گفتن دارد. 

یک سری پروژه های راه سازی و عمرانی را دولت آمریکا به ما سفارش داد و توانستیم با موفقیت انجام دهیم. در حال حاضر هم مسوول مرکزی هستم که در آن مرکز مشغول آموزش به اساتید دانشگاه های آمریکا هستیم. 

- نکته ای که باید بگویم این است که جوانان ایرانی واقعا نخبه و باهوش هستند و به جرأت می گویم اکثر کسانی که از ایران برای تحصیل به خارج از کشور و آمریکا می آیند واقعا جزء دانشجویان ممتاز آن دانشگاه ها هستند و این یعنی علاوه بر هوش جوانان ما سیستم آموزشی ما هم علی رغم یک سری اشکالات واقعا سیستم خوب و جامعی است و ضعف ما بیشتر در حوزه تجهیزات آزمایشگاهی و کارگاهی می باشد. البته سیستم آموزشی ایران و آمریکا شبیه هم هستند اما تفاوت هایی هم دارند. 

این را هم بدانید که دانشگاه ها و مراکز آموزشی آن ها الان واقعا دچار مشکلات اقتصادی هستند و از هر طریقی سعی می کنند که هزینه ها را کاهش دهند. چند سال است که بودجه های ایالتی به دانشگاه اضافه که نشده بلکه کاهش هم یافته است. 

- جوانان آمریکایی الان در خواب ناز و خرگوشی هستند. فقط در چند دانشگاه معروف واقعا جوانان نخبه ای وجود دارند که به نسبت جمعیت آن ها کم است. 

- بنده زمانی که فارغ التحصیل دکترا شدم فقط ۶ نفر آمریکایی در دوره ما بودند. اکثر جوانان آمریکایی به لیسانس قناعت می کنند ولی در ایران الان کسانی که جهت دوره کارشناسی ارشد ثبت نام می کنند به تعداد افراد دوره کارشناسی رسیده و این استقبال نشان از علاقه زیاد جوانان ایرانی است. الان دولت اوباما قوانینی تصویب کرده که هر کسی در آمریکا دکترا گرفت حتما به هر نحوی و با دادن امتیاز او را جذب کنند. 

- به صورت خلاصه عرض کنم الان مشکلات زیادی در آمریکا به لحاظ اقتصادی وجود دارد، گول زرق و برق تبلیغات آن ها را نخورید. الان مالیات ها بالا رفته در حالی که حقوق و درآمدها افزایش نیافته است. 

- یکی از محاسن جامعه آمریکایی این است که یک جامعه قانع است ولی جامعه ایرانی قانع نیست. آمریکایی ها اگر یک خانه و یک ماشین داشته باشند برایشان کافیست اما ایرانی ها با وجود یک خانه و ماشین و داشتن شغل باز هم قانع نبوده و می گویند باید بیشتر داشته باشیم. اگر یک آمریکایی ببیند شما ماشین نو دارید به شما تبریک می گوید، اما در ایران چون مثلا من ماشین ندارم دلم نمی خواهد شما هم ماشین شیک داشته باشید. 

- الان در آمریکا مشکلات حقوقی زیاد شده است، مالیات برق و بنزین بالا رفته است ولی کسی اعتراضی نمی کند ولی در ایران همه وسایل اولیه زندگی دارند و یک بهانه جهت گلایه و شکایت دارند. 
آن ها اگر مسیحی باشند هر روز یکشنبه تمام خانواده لباس تمیز می پوشند و به کلیسا می روند، ولی ما نسبت به دینمان بی اعتناییم. جوانان ما فکر می کنند مثلا اگر به مسجد بروند انگار عقب افتاده اند! من هر وقت به ایران می آیم به مسجد که می روم اما اکثرا افراد مسن را می بینم این فکر واقعا باید اصلاح شود. در اوکلاهاما که ما هستیم جوانان مبلغان مذهبی با دوچرخه به خانه ها می روند و تبلیغ مسیحیت می کنند. 

- هر خارجی که می آید با اخلاق خوب، کمک های مالی و دادن غذا آن ها را جذب می کنند. ما مسلمانان زیادی داشتیم که از این طریق مسیحی شده اند. 

- غرب سال هاست که در کشورهای اسلامی کار می کند و به صورت جنگ نرم و غیر مستقیم سعی در زیر سوال بردن اعتقادات، فرهنگ و مذهب جوانان کشورهای اسلامی و تبدیل آن ها به آلت دستی برای غرب کند. این را ما به واقع در گفتگوی با آن ها شاهدیم. 

- آن ها خودشان دیندارند و حتی با وجود انحرافات و سستی زیادی که در مبانی اعتقادی دینشان وجود دارد به جوامع اسلامی می گویند شما اگر دیندار و معتقد باشید، عقب افتاده و امل هستید! در صورتی که خودشان حواسشان به دینشان است. 

- در ایران خانواده ها به راحتی به کانال های مختلف ماهواره ای دسترسی دارند. کانال هایی که به راحتی خیانت، فساد و فحشا را ترویج می کنند. باور کنید در آمریکا اینجور نیست! ما در خانواده بسیاری از کانال ها را از قبل حذف می کنیم و در کانال های خانوادگی اگر صحنه ای رخ داد بچه ها به آن ها نگاه نمی کنند و کانال را رد می کنند. مثلا وضعیت مهمانداران در فرودگاه امام (ره) به گونه ای است که خانم من می گوید حجاب خانم های ایرانی چرا این قدر تحریک آمیز است؟ 

- آمریکایی ها دوست دارند تمام دنیا تحت سیطره آن ها باشند و همه پیرو آن ها باشند. شما ببینید چرا آمریکایی ها با کشورهای حاشیه خلیج فارس کاری ندارند و حتی به آن ها کمک های نظامی می کنند اما ما چون زیر بار سیاست های زورگویانه غرب و آمریکا نمی رویم هر روز یک موضوع را بهانه می کنند و تحریم های جدیدی را اعمال می کنند. 

- باور کنید الان گوش دادن به BBC و VOA مثل این است که مردم در زمان جنگ با عراق به رادیو عراق گوش کنند. الان آمریکا سالیانه بیش از ۴۹۰ میلیون دلار برای رسانه های ضد ایرانی هزینه می کند. این به نظر شما عادی است؟ دلیل آن چیست؟ 

- مطمئن باشید آن ها می دانند انرژی هسته ای ایران صلح آمیز می باشد. آن ها فقط این مسئله را بهانه کرده اند. 

- اسرائیل صدها کلاهک دارد. آمریکا بزرگترین انبار کلاهک های هسته ای جهان است. چند هفته قبل از این که به ایران بیایم آمریکا در نوادا آزمایش هسته ای انجام داد. هیروشیما و ناکازاکی را کسی هنوز فراموش نکرده است. آن ها که خود این گونه اند چگونه می خواهند جلوی فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران را بگیرند؟ 

- این را هم بگویم که برای آن ها خیلی تفاوتی نمی کند این جا اصلاح طلب یا اصولگرا ...حاکم باشد. چون هدف آنها عدم پیشرفت فناوری و تکنولوژی در ایران است مگر این که تحت نظر و وابسته آن ها باشد. 

- الان در آمریکا اوباما مستقل نیست، همه چیز دست آیپک (لابی صهیونیستی) است. انتخابات در آمریکا تحت تاثیر مستقیم دلارهای صهیونیستی می باشد. 

همین آخرین تحریمی که تحت تأثیر هشدار و تهدید لابی صهیونیستی وضع شد و مستقیم به نماینده ایالت اوکلاهاما گفته بودند اگر در دوره بعدی هم می خواهی باشی باید به این تحریم رأی دهی.

معرفی برترین مدیران دنیا

مجله هاروارد بیزینس ریوو در جدیدترین شماره خود فهرست 100 مدیرعامل برتر دنیا را در حوزه های مختلف منتشر کرده است که در این بین، مدیران اجرایی شرکت های دیجیتالی، فناوری اطلاعات و فناوری های پیشرفته، رتبه های بالای این فهرست را از آن خود کرده اند.

به گزارش مهر، هدف این مجله در ابتدا ارائه یک روش ساده و در عین حال دقیق برای ارزیابی عملکرد بلندمدت مدیران عامل بود؛ از این رو پنج سال پیش یک پروژه جهانی را برای رسیدگی به این چالش ها راه اندازی کردند، آنها می خواستند به چیزی بیش از توصیه اقدامات درست برای مدیران اجرایی و مدیران عامل دست یابند.

HBR می‌گوید: هدف ما پیاده سازی یک سیستم امتیاز دهی بود که نه تنها عملکرد بلند مدت مدیران را ارزیابی کند، بلکه شیوه ای را که هیات مدیره، مدیران اجرایی، مشاوران و نخگبان مدیرتی، مدیران عامل را با آن تصور و ارزیابی می کنند تغییر دهد.

سه سال پیش (ژانویه- فوریه 2010 )، HBR، چنین سیستم ارزیابی را ارائه کرد. این سیستم مدیران عامل را در کل دوره تصدی شان بر شرکت، مورد ارزیابی قرار داد. از این سیستم برای رتبه بندی عملکرد حدود دوهزار مدیرعامل در سراسر جهان استفاده شد.

در ماه جاری این مجله، نسخه جدیدی از تحلیل های خود را ارائه کرد. آنها این ارزیابی را در دو بعد جدید گسترش دادند: مدیران عاملی که عملکرد مالی خوبی داشتند و همچنین مدیران عامل و شرکت هایی که نه تنها عملکرد مالی بلکه عملکرد اجتماعی مطلوبی داشتند.

در این بررسی، عملکرد بلند مدت هر مدیرعامل، از روز نخست تا روز آخر (یا مدیران عاملی که تا 31 اوت 2012 سر کار بودند- آخرین روز جمع آوری اطلاعات) ارزیابی شد.

آنها در ارزیابی خود میزان بازگشت سرمایه شرکت در طول مدیریت مدیرعامل و همچنین افزایش کلی بازار سرمایه را در نظر گرفتند.

100 مدیر اجرایی برتر در این فهرست عملکرد بسیار خوبی داشتند. به طور متوسط آنها 1،385 درصد بازگشت سرمایه داشتند و ارزش بازار شرکت را 40.2 میلیارد دلار افزایش دادند.

این مجله با معرفی 100 مدیر عامل برتر جهان، نشان داد مدیران عامل شرکت های دیجیتالی، فناوری اطلاعات، رایانه و فناوری های پیشرفته بیش از سایر مدیران، قدرتمند بوده اند.

رتبه یک: استیو جابز مدیرعامل اپل


تعجبی ندارد که بهترین مدیرعامل طی 17 سال گذشته، استیو جابز مدیرعامل شرکت اپل بوده است. وی رتبه نخست این فهرست را به خود اختصاص داده است.

از 1997 تا 2011 ارزش بازار اپل 359 میلیارد دلار افزایش یافت و میزان بازگشت سرمایه آن نیز به طور متوسط شاهد رشد سالانه 35 درصدی بود.

گفته می شود به واسطه مدیریت قدرتمند جابز بر اپل، تا مدتها شرکتی نمی تواند رکورد اپل را بزند.

رتبه دوم: جف بزوس مدیر عامل شرکت آمازون دات کام


وی که در فهرست پیشین HBR رتبه هفتم را داشت امسال پنج رتبه صعود کرده است. آمازون نیز بازگشت سرمایه 12،266 رصدی را شاهد بوده و ارزش بازار آن 111 میلیارد دلار افزایش را تجربه کرده است.
در سالهای اخیر این شرکت خرده فروشی آنلاین، علاوه بر فعالیت در زمینه های تخصصی اش ، وارد حوزه های کاری جدید مانند خدمات رایانش ابری نیز شده است. بر اساس آمار منتشر شده هیچ نشانی از روند کند فروش در این شرکت وجود ندارد . این شرکت در سال 2011 رشد چهل درصدی را در فروش خود داشته است.

رتبه سوم: یون جونگ- یونگ مدیر عامل سامسونگ الکترونیک


وی از سال 1996 تا 2008 مدیر عامل سامسونگ الکترونیک بود. این شرکت در صنعت فناوری اطلاعات فعالیت دارد و شاهد بازگشت سرمایه 1،559 بوده است.
رتبه چهارم: راجر آنلی مدیرعامل شرکت ویل

آنلی از سال 2001 تا 2011 مدیر عامل شرکت ویل بود که در زمینه مواد کار می کند. این شرکت طی این مدت بازگشت سرمایه 934 درصدی داشته است.

رتبه پنجم: جان مارتین مدیر عامل شرکت گیلید ساینسز

مارتین از سال 1996 تا کنون مدیر عامل گیلید ساینسز است. شرکت وی که در زمینه مراقبت بهداشتی فعالیت دارد 2552 درصد بازگشت سرمایه داشته است.

رتبه ششم :چونگ مونگ – کو مدیرعامل شرکت هیوندایی


مونگ کو از سال 1999 تا کنون مدیریت عامل شرکت خودروسازی هیوندایی کره جنوبی را بر عهده دارد. وی توانسته طی این مدت 2024 درصد بازگشت سرمایه برای این شرکت بیاورد.

رتبه هفتم: وای- سی دوشوار مدیر عامل شرکت ITC

دوشوار از 1999 تا کنون مدیر عامل شرکت ITCاست.این شرکت که در زمینه محصولات مصرفی فعالیت دارد، تحت مدیریت دشوار 3308 درصد بازگشت سرمایه داشته است.

رتبه هشتم : دیوید سیمون مدیر عامل شرکت سیمون پراپرتی گروپ

سیمون از سال 1995 تا کنون مدیر عامل شرکت سیمون پراپرتی گروپ است که در عرصه خدمات مالی فعالیت دارد. این شرکت 1199 درصد بازگشت سرمایه داشته است.

رتبه نهم: مارگارت وایتمن مدیرعامل شرکت eBay


عملکرد وی به عنوان مدیر عامل شرکت eBayاز 1998 تا 2008 موجب شد وی به رتبه 9 در بین مدیران عامل سراسر جهان برسد. شرکت او در زمینه فناوری اطلاعات فعالیت دارد و او توانست بازگشت سرمایه 1434 درصدی را داشته باشد.
گفتنی است فقط 1.9 درصد از مدیران عامل سراسر جهان در این بررسی زن بودند.

رتبه دهم : جان چمبرز مدیر عامل شرکت سیزکو سیستم


چمبرز که شرکتش در زمینه فناوری اطلاعات فعالیت دارد از 1995 تا کنون توانسته بازگشت سرمایه 564 درصدی را ایجاد کند.
دیگر مدیران عامل فعال در حوزه دیجیتال و فناوری اطلاعات حاضر در این فهرست صد تایی:

رتبه 35: اریک اشمیت مدیرعامل گوگل(2001 – 2011)

رتبه 41: جان تامسون مدیرعامل سیمانتک (1999-2009)

رتبه 49: تومئو کانابایاشی مدیرعامل NTT Data  1995- 1999)

رتبه 65: سانیل بارتی میتال مدیرعامل بارتی ایرتل (1995 – تا کنون )

رتبه 81: تیم کوگل مدیرعامل یاهو (1995-2001)

رتبه 83: مینگ کای تسای مدیرعامل مدیا تک (1997- تا کنون)

رتبه 86: وانگ جیانژو مدیرعامل چاینا موبایل (2004- 2010)

راهکاری برای ارتقای سلامت اقتصادی کشور

گویا شکل نگرفتن یک سازوکار قانونی کارآمد درحوزه سلامت اقتصادی کشور، مهمترین ضعف نظارتی است که در قبال مفاسد اقتصادی به چشم می‌آید؛ راهکاری که قطعاً در راه گام برداشتن اقتصاد نفتی به اقتصاد مالیاتی نیز یک الزام عملی برای جلوگیری از حجم انبوه فرارهای مالیاتی است که در سفته بازی و معاملات بدون نقل و انتقال و ثبت نشده واسطه‌های بزرگ چشمگیر‌تر می‌نماید. آنچه بار‌ها در این زمینه از سوی اقتصاددانان بر آن تأکید شده، ایجاد فیلتری محکم برای بررسی تک تک مبادلادت مالی و واریز‌ها و برداشت‌هاست، چرا که هر نوع پولشویی یا فرار از پرداخت دیون به بانک‌های عامل، نیازمند واریز مبلغ در اختیار بدهکار یا متخلف اقتصادی به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به سیستم بانکی است و بنابراین، در پایان ارقام واریزی قابل ردگیری است.

به عبارت ساده‌تر، راهکار عملی برای جلوگیری از پولشویی، اعتبارات پنهان بدهکاران بانکی و دیگر تخلفات و جرایم اقتصادی، بررسی همه نقل و انتقالات مالی بالا‌تر از یک سقف مشخص است. هم‌اکنون نقل و انتقالات بالای پانزده میلیون تومان به بانک مرکزی گزارش می‌شود و بررسی‌های محدودی بر نقل و انتقالات میلیاردی صورت می‌پذیرد؛ اما نه تشکیلاتی برای رسیدگی به تک تک نقل و انتقالات به ویژه کمتر از یک میلیارد تومان وجود دارد و نه قانونی در این باره هست که نهادهای پولی و قضایی کشور بتوانند با طراحی یک سیستم نظارتی مبتنی بر قانون یادشده، بابت تک تک این نقل و انتقالات، پاسخ‌ بخواهند.

در بسیاری از کشورهای غربی که نقطه اتکای کشور، درآمدهای مالیاتی است، تک تک گردش‌های مالی شهروندان، بررسی می‌شود و در صورت واریز نقدی رقم‌های سنگین، نهادهای نظارتی همچون سازمان مالیات یا پلیس اقتصادی با رجوع به شهروندان خواستار مشخص شدن منبع واریزی شده و تا ریشه حصول رقم مورد نظر پیش می‌رود تا مالیات‌های مورد نظر نیز در این زنجیره کسر شود؛ حتی در برخی کشور‌ها، این امر یک تکلیف است و شهروندی که اظهارنامه‌اش را برای تک تک ورایز‌ها و برداشت‌ها پس از انجام معادلات مالی اعلام ننماید، جرمی مرتکب شده است. همچنین در صورتی که رقم واریزی به حساب یک شخص بیش از نرم معمول و درآمدهای سالیانه‌اش باشد، بررسی‌های ویژه‌ای انجام می‌گیرد.

در پایان باید گفت، گویا این رویه نسخه عامتری از قانون «از کجا آورده‌اید» برای مسئولان باشد که البته تنها شامل بررسی در آغاز کار و پایان مسئولیت اشخاص نمی‌شود، بلکه یک رویه طولانی و همیشگی برای هر شهروند را در بر می‌گیرد که عملاً دور زدن بانک‌ها برای نپرداختن بدهی با بازی با حساب‌های متعدد و واریز و چرخش درآمدهای نامشروع، عملاً ناممکن می‌شود و در صورت اجرای دقیق این روند، فساد اقتصادی به یک امر تقریباً ناممکن مبدل می‌شود.

با این اوصاف، تنظیم چنین قانونی و اجرای آن، یک رویداد بزرگ خواهد بود که اراده متفق دستگاه‌های مجری، قانونگذار و ناظر برای تحققش الزام‌آور است.

چرا زن و شوهر‌ها دعوا می‌کنند؟

14.00

چرا زن و شوهر‌ها دعوا می‌کنند؟

روزنامه جام جم در مطلبی با نام «ده عامل ناسازگاری زوج‌های جوان»، نوشته است: نه پول، نه شهرت و نه زیبایی؛ ۴۳۴۰ جوان متأهلی که چندی قبل راز دلشان را با پژوهشگران مرکز مطالعات وزارت ورزش و جوانان در میان گذاشتند و درباره کیفیت زندگی زناشوییشان با آن‌ها حرف زدند نه از بی‌پولی گله کردند و نه از نداشتن همسری مشهور که زیبا نیست، بلکه آن‌ها پاسخ‌هایی به پرسش‌ها دادند که به تعبیر محققان، نشان می‌داد که مشکلات زناشویی درایران ریشه در بافت اجتماعی دارد.

بر این اساس، بی‌اعتنا بودن نسبت به مسائل اعضای خانواده، دخالت دیگران در تصمیم‌گیری‌ها، بی‌ملاحظه بودن نسبت به هم در تصمیم‌گیری‌ها، انجام ندادن وظایف شخصی، رفتار غیرمنطقی و ناپخته، دخالت خانواده همسر در زندگی، درآمد ناکافی، وقت نگذاشتن برای خانواده و بی‌توجهی نسبت به نظرات یکدیگر در صدر عوامل ایجاد کننده اختلافات زناشویی هستند.

این در حالی است که جرقه‌های اختلاف را در زندگی زوج‌هایی که بیش از یکسال از زیر یک سقف رفتنشان نمی‌گذرد، عواملی متفاوت‌تر می‌زند. بر این اساس، در سال نخست زندگی مشترک، دخالت دیگران در صدر دلائل ایجاد تفرقه میان زوج‌ها قرار دارد و پس از آن رفتار غیرمنطقی و ناپخته، جسور نبودن در تصمیم‌گیری، اشتباهات مکرر، دخالت خانواده همسر و انجام ندادن وظایف شخصی در رتبه‌های بعدی جای دارد.

این عوامل البته برای زوج‌هایی که سال دوم زندگی زناشویی را می‌گذرانند کمی متفاوت است به طوری که برای این گروه از زوج‌ها، دخالت دیگران، اشتباهات مکرر و رفتار بدون فکر، جسور نبودن در تصمیم‌گیری‌ها، رفتار غیرمنطقی و ناپخته، بی‌اعتنا بودن نسبت به مسائل اعضای خانواده و در ‌‌نهایت تفاوت فرهنگی مهم‌ترین عامل برای درگیر شدن با همسر است.

این وضع در سال سوم زندگی مشترک نیز حاکم است؛ با این تفاوت که در زندگی‌های سه ساله، تفاوت فرهنگی، بی‌ملاحظه بودن نسبت به هم، تکرار اشتباهات، بی‌اعتنایی نسبت به اعضای خانواده و نداشتن جسارت تصمیم‌گیری مهمترین عوامل آغاز درگیری است.