تحلیل کسب و کار چیست؟ / BABOK

تحلیل کسب و کار چیست؟

تحلیل کسب و کار، فرآیند ایجاد تغییر در سازمان با مشخص سازی الزامات و پیشنهاد راهکارهایی است که ارزش را برای ذینفعان به ارمغان می ­آورد. تحلیل کسب و کار به مدیران شرکت این امکان را می­دهد تا نیازها و دلیل اصلی تغییر در سازمان را به دقت مشخص کنند و راهکارهایی را توصیف و طراحی نمایند که ارزش ­آفرین باشند.

 

تحلیل کسب و کار بر روی نوآوری­های مختلفی در سازمان انجام می‌شود. این نوآوری­ها ممکن است استراتژیک، تاکتیکی و یا عملیاتی باشند. فرآیند تحلیل کسب و کار ممکن است در محدوده پروژه و یا در سرتاسر سازمان و برای بهبود مستمر شرکت انجام شود. می­توان از آن برای درک وضعیت فعلی، مشخص نمودن وضعیت آتی، و همچنین تعیین فعالیت‌ها و اقدامات لازم برای انتقال از وضعیت فعلی به آینده استفاده نمود.

 

تحلیل کسب و کار را می توان از چشم­ اندازهای مختلفی اجرا نمود. کتاب راهنمای BABOK برخی از این چشم اندازها را توصیف نموده است که عبارت از چابکی سازمانی، هوش تجاری، فناوری اطلاعات، معماری کسب و کار و مدیریت فرایند کسب و کار هستند. این چشم اندازها را می­توان مانند مانند یک ذره­بین در نظر گرفت که از طریق آن شخصی که فرآیند تحلیل کسب و کار انجام می‌دهد، فعالیت‌های کاری خود را بر اساس وضعیت فعلی سازمان مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهد. یک یا چند چشم­انداز ممکن است به فرآیندهای خاص و مستقلی مربوط باشند، و چشم­اندازهای ارائه شده در کتاب راهنمای BABOK همه شرایط تحلیل کسب و کار و یا مجموعه کاملی از زمینه های تحلیل کسب و کار را نشان نمی‌دهد.


تحلیلگر کسب و کار چه کسی است؟

تحلیلگر کسب و کار شخصی است که وظایف تحلیل کسب و کار را که در کتاب راهنمای BABOK مشخص شده است را صرفنظر از عنوان شغلی و یا نقش سازمانی خود انجام می‌دهد. تحلیلگران کسب و کار مسئولیت کشف، ترکیب و آنالیز اطلاعات گرد آوری شده از منابع مختلف درون یک سازمان، شامل ابزارها، فرایندها، مستندسازی‌ها و ذینفعان را برعهده دارند. تحلیلگر کسب و کار مسئول شناسایی نیازهای واقعی ذینفعان در هر سازمان می‌باشد- که غالبا شناسایی و مشخص­کردن خواسته‌های آنان را در بر می‌گیرد- تا بدینوسیله مسائل زیرساختی و دلایل مختلف تعیین شوند.

 

تحلیلگر کسب و کار در همراستاسازی و مطابقت­ دادن راهکارهای ارائه­ شده با نیازهای ذینفعان نقش دارد. فعالیت‌های انجام شده توسط تحلیلگر کسب و کار موارد زیر را در بر می‌گیرد.

  • درک مشکلات و اهداف سازمانی
  • تحلیل نیازها و راهکارها
  • تعیین استراتژی
  • ایجاد تغییر و
  • تسهیل همکاری با ذینفعان

 

دیگر عناوین شغلی معمول تحلیلگران کسب و کار موارد زیر می‌باشند:

  • معمار کسب و کار
  • تحلیلگر سیستم کسب و کار
  • تحلیلگر داده
  • تحلیلگر سازمانی
  • مشاور مدیر کسب و کار
  • تحلیلگر فرآیند
  • مدیر محصول
  • مالک محصول
  • مهندس الزامات
  • تحلیلگر سیستم

قوانين اینکوترمز 2010 / FOB / CFR / CIF / EXW / FCA / CPT / CIP / DAT / DAP / DDP

 در دنیاي تجارت امروز، قوانین اینکوترمز به یک بخش اساسی و اجتناب ناپذیر از زبان تجارت مبدل شده که در سراسر جهان و به منظور فروش محصولات در قراردادها گنجانیده و بیانگر قوانین و راهنما جهت استفاده واردکنندگان، صادرکنندگان، وکلا، شرکتهاي حمل، بیمه و دانشجویان تجارت بین الملل می باشد. این قوانین در سرتاسر جهان مورد تأیید دولتها، مراجع قانونی و کارپردازان بازرگانی به منظور تفسیر مشترك رایج ترین اصطلاحات تجاري دنیا می باشد.
ریشه لغت اینکوتزمز از مخفف سازي سه لغت لاتین International Commercial Terms به معناي اصطلاحات تجارت بین الملل تشکیل شده که مهمترین علت کاربرد آن تعیین دقیق و روشن حدود مسئولیتها، ریسکها و هزینه ها در فرآیند تجارت بین الملل بین فروشنده، خریدار و همچنین اشخاص حقوقی/حقیقی دخیل فرآیند تجارت می باشد که هر دوره توسط اتاق بازرگانی بین الملل مورد بازنگري و باز نشر قرار می گیرد. اینکوترمز اولین بار در سال 1936 تدوین شد، و در تاریخ اول ژانویه 2011 آخرین نسخه آن که به اینکوترمز 2010 موسوم است، منتشر گردیده است.
اینکوترمز 2010 نسخه ي هشتم و نهایی از اینکوترمزها می باشد، که در 11 قانون تعریف شده و بر مبناي طریقه حمل به دو دسته کلی تقسیم بندي می شوند:

گروه اول؛ این گروه شامل اینکوترم هایی می باشند که تمامی طرق حمل را دربر می گیرند و متشکل از 7 قانون میباشد.

۱. EXW تحویل درب کارخانه 
در این روش فروشنده، کالا را در محل تولید و یا انبار کالا به خریدار تحویل می دهد و کلیه مسئولیت ها و هزینه ها، اعم از بارگیري، حمل و نقل، بیمه، گمرك و ریسک خرابی کالا بر عهده خریدار است.

FCA .2 تحویل در نقطه اي معین در کشور مبدأ 
به معناي این است که فروشنده کالا را پس از ترخیص صادراتی درمحل مقرر به حمل کننده تعیین شده از سوي خریدار تحویل می دهد. با توجه به اینکه محل تحویل کشور خریدار باشد، بارگیري با خریدار است و نقطه ریسک فرایند می باشد. هزینه حمل و بیمه با خریدار است، همچنین معمولاً و (نه الزاماً) عقد قرارداد حمل و بیمه به عهده خریدار می باشد.

۳. CPT کرایه حمل پرداخت شده 
این قاعده که نوعی حمل مرکب می باشد، براین مفهوم دلالت میکند که فروشنده کالا را تهیه، حمل داخلی و ترخیص صادراتی نموده ، هزینههاي ترخیص صادراتی را خود پرداخت میکند . بعلاوه حمل کننده کالا تا مقصد نهائی را انتخاب، قرارداد حمل را منعقد و کرایه را تا محل مشخص در قرارداد بعنوان مقصد نهائی پرداخت مینماید. ریسک و مسئولیت فروشنده زمانی که کالا را تحویل اولین حمل کننده می دهد خاتمه می یابد. همچنین پرداخت هزینه بیمه و عقد قرارداد بازرسی با خریدار است.

4. CIP کرایه و بیمه حمل پرداخت شده 
این قاعده از اینکوترمز بدین معنی است که فروشنده کالا را با اخذ مجوزهاي صادراتی ازکشور خود و ترخیص صادراتی، به حمل کننده اي که منتخب خود اوست و خود با آن حمل کننده قرارداد حمل منعقد کرده تحویل میدهد بعلاوه کرایه حمل کالا تا مقصد را پرداخت کرده و کالا را تا مقصد بیمه نموده ، هزینه بیمه را هم پرداخت می نماید .

DAT .5 تحویل در پایانه کشور مقصد 
این اصطلاح بدین معنی است که فروشنده تمام هزینههاي حملونقل (هزینه صادرات، حمل، تخلیه از حامل اصلی در بندر مقصد و هزینه هاي بندر مقصد) و فرض قبول تمامی ریسک ها تا پایانه مقصد را عهده دار میشود. پایانه می تواند بندر، فرودگاه، و مکان تبادل کالا تلقی گردد. ضمن اینکه حقوق ورودي، مالیات و هزینه هاي گمرکی برعهده خریدار می باشد.

DAP .6 تحویل در نقطهاي معین در کشور مقصد 
این اصطلاح می تواند براي تمامی حالات حمل و نقل استفاده شود، و یا در فرآیندي که در آن بیش از یک حالت حمل ونقل وجود داشته باشد. فروشنده مسئول هماهنگی حمل و تحویل کالا، آماده سازي جهت انجام تخلیه بار از وسیله نقلیه، در محل مورد توافق می باشد. در این روش پرداخت مالیات و پوشش بیمه بر عهده فروشنده نمی باشد.

DDP .7 تحویل در مقصد با پرداخت حقوق و عوارض گمرکی 
فروشنده مسئول تحویل کالا در محل قید شده در کشور خریدار است، و پرداخت تمامی هزینه هاي انتقال کالا به مقصد از جمله حقوق ورودي و مالیات بر عهده وي می باشد. این ترم حداکثر تعهدات در فروشنده و حداقل تعهدات در خریدار را در بر می گیرد.

گروه دوم؛ این گروه شامل اینکوترمهایی می باشد که شامل راه هاي آبی دریایی و داخلی (درون کشوري) هستند.

FAS .8 تحویل در کنار کشتی 
محل خاتمه ریسک فروشنده کنار کشتی در بندر است. مسئولیت عقد و پرداخت هزینه حمل، بیمه و بازرسی به عهده خریدار است.

9. FOB چیست ؟ فوب چیست؟

فوب یا FOB زمانی اتفاق می افتد که فروشنده وقتی کالا را از روي نرده کشتی در بندر مبدأ عبور داد ریسک خود را خاتمه داده است. هزینه حمل و همچنین عقد قرارداد حمل از بندر تحویل، بیمه و بازرسی به عهده خریدار می باشد.

CFR .10 هزینه و کرایه حمل 
سابق است ولی مخصوص حمل دریایی. کالا وقتی از روي نرده کشتی عبور می کند (بارگیري می شود) مسئولیت C&F همان فروشنده خاتمه مییابد. پرداخت هزینه بیمه و عقد قرارداد آن با خریدار، و همچنین پرداخت هزینه حمل و عقد قرارداد آن با فروشنده می باشد.

CIF .11 هزینه، کرایه و بیمه حمل 
 در این روش کالا وقتی از روي نرده کشتی بارگیري می شود، مسئولیت فروشنده خاتمه مییابد. ضمن اینکه هزینه حمل و بیمه و عقد قرارداد آن ها با فروشنده می باشد. 

منبع : اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزي تهران 

تاپل / Tuples

نوع داده ای تاپل چیست ؟ Tuples درست شبیه لیست ها می‌باشند با این تفاوت که شما نمی‌توانید مقادیر آن‌ها را ویرایش کنید . مقادیر اولیه که برای تاپل ها تعیین می‌کنید ، تا آخر برنامه ثابت باقی می‌مانند و قابل تغییر نیستند . نوع داده ای تاپل کجا مفید هستند ؟ برای مثال برای ذخیره سازی ماه های سال درون برنامه مفید هستند .

نوع داده ای تاپل

برای اعلان یک تاپل ، از ساختار دستوری زیر استفاده کنید :

tupleName = (initial values)

دقت کنید که این بار به جای براکت از پرانتز برای اعلان تاپل استفاده کردیم . چندین مقدار را هم مثل قبل با کاما ، از هم جدا می‌کنیم . به عنوان مثال :

monthsOfYear = (“Jan”, “Feb”, “Mar”, “Apr”, “May”, “Jun”, “Jul”, “Aug”,”Sep”, “Oct”, “Nov”, “Dec”)

بافر داده / پردازش داده / Data Buffer

بافر یا Buffer چیست؟

بافر داده (Data Buffer) یا به اختصار بافر قسمتی از یک حافظه فیزیکی است و به منظور نگه‌داری موقت داده‌هایی به کار می‌رود که در حال انتقال از یک محل به محلی دیگر هستند.

در اغلب موارد زمانی که داده‌ای از یک وسیله‌ی ورودی دریافت می‌شود یا پیش از آنکه به یک وسیله‌ی خروجی فرستاده شود یا حین انتقال بین فرایندهای یک رایانه در بافر ذخیره می‌شود. اما به طور کلی و به معنای دقیق‌تر بافرها معمولا در مواقعی مورد استفاده قرار می‌گیرند که نرخ دریافت داده‌ها با نرخ پردازش (و استفاده از) آن‌ها متفاوت باشد.

فضایی که به عنوان بافر برای ذخیره داده‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد می‌تواند به عنوان نمونه بخشی از فضای یک هارد دیسک باشد و یا حتی بخشی از RAMرایانه باشد (که در این حالت سرعت بیشتری برای دسترسی به داده‌ها فراهم می‌شود).

به عنوان نمونه‌ای امروزی و قابل درک از کاربرد بافر، حین نمایش یک کلیپ ویدیویی در یک سرویس به اشتراک گذاری ویدیو، ابتدا بخشی از ویدیو دانلود شده و در یک Buffer روی رایانه محلی کاربر ذخیره می‌شود. سپس پخش ویدیو آغاز می‌شود و همزمان با پخش قسمت دریافت شده، ادامه‌ی آن نیز دانلود و روی Buffer ذخیره می‌شود. به این ترتیب، امکان توقف‌های پی در پی در پخش ویدیو به علت ازدحام شبکه کاهش می‌یابد. نمونه‌ای دیگر از کاربرد بافرها در عملیات ورودی و خروجی دیسک‌ها، پخش موسیقی توسط اسپیکر و چاپ در پرینترها مشاهده می‌شود.

در بافرها معمولا از ساختمان داده صف (Queue)برای مدیریت زمان بندی خواندن و نوشتن داده‌ها استفاده می‌شود. وارد نمودن داده ها در این صف با یک نرخ و خواندن (پردازش) آن‌ها با نرخی دیگر انجام می‌شود.